همزمانی در سی++: فصل ۱- مفاهیم اولیه

بالاخره شروع کردم به خوندن کتاب C++ Concurrency in action نوشته Anthony Williams. این کتاب رو باید یک ماه پیش تموم می‌کردم اما مثل همیشه خیلی کند پیش رفتم و فقط ۲ فصلش رو تا الآن خوندم و تازه دارم خلاصه فصل اول رو می‌نویسم. به خودم قول دادم که توی این هفته این کتابو تموم کنم و باید انجامش بدم.

این کتاب درباره همزمانی در سی++ عه و راجع به نحوه نوشتن برنامه های این چنینی و چالش های پیش رو و راه های مرسوم برای حل چالش ها صحبت می‌کنه. یجورایی معروف ترین کتاب در این زمینه‌ست و خود نویسنده‌ش در کمیته استاندارد سی++ در همین بخش کار می‌کنه و پروپوزال میده.

با اینکه کتاب از مفاهیم پایه شروع به توضیح کرده، به نظرم بهتره آدم قبلش معماری کامپیوتر بدونه تا خیلی راحت تر بفهمه که چی به چیه.

همزمانی(Concurrency) چیست؟

همزمانی درواقع به معنی انجام دادن چندکار در یک زمان واحده. به عنوان مثال میشه به وقتی که داریم راه می‌ریم و همزمان تلفن رو با دستمون نگه داشتیم و داریم چت می‌کنیم اشاره کرد. اینکار هارو به شکل همزمان انجام می‌دیم.

همزمانی در کامپیوتر

همونطور که می‌دونیم، کامپیوتر ها در حالت عادی کار هارو به شکل ترتیبی از دستورات پشت سر هم انجام می‌دن.

وقتی از همزمانی در کامپیوتر صحبت می‌کنیم یعنی یک سیستم چندین کار رو به شکل همزمان و موازی انجام بده. حالا میخواد از طریق Task switching باشه یا به معنای واقعی کلمه همزمان باشه.

همزمانی از زمان های خیلی قدیم تر هم بوده. از سیستم عامل های Multi task که میتونستن چندکار رو با استفاده از task switching انجام بدن گرفته تا سرورهایی که چندین پردازنده داشتن و رسما به شکل موازی کار هارو انجام می‌دادن. اما در دنیای امروز، استفاده از سیستم هایی که به شکل سخت افزاری میتونن وظایف رو به شکل همزمان انجام بدن بسیار بسیار بیشتر شده و به همین دلیله که همه باید بلد باشیم چطور باید با این کامپیوتر ها کار کرد.

همونطور که گفتم، قبلا کامپیوتر ها کلا از دو روش برای انجام همزمان کارها استفاده می‌کردن:

جابجایی بین وظایف(task switching)

کامپیوتر هایی که یک پردازنده داشتن، از لحاظ تئوری امکان اینکه چند کار رو به شکل همزمان انجام بدن وجود نداشت. پس چطور اینکار رو انجام می‌دادن؟

با تقسیم کردن وظایف به چند قسمت و انجام دادن یه تیکه از هر وظیفه. یعنی چی؟ یعنی پردازنده در ثانیه بین وظایف مختلف پرش انجام میده و هربار یکم از کار هرکدوم رو انجام می‌ده. اینکار انقدر سریعه که انگار برنامه ها دارن باهمدیگه اجرا می‌شن و یجور توهم همزمانی رو ایجاد میکنه.

همزمانی سخت افزاری(hardware concurrency)

کامپیوتر هایی که چند پردازنده دارن یا اونایی که یک پردازنده چند هسته ای دارن میتونن واقعا کارها رو به شکل همزمان انجام بدن

درحالت کلی، task switching بسیار کُند تر از همزمانی سخت افزاریه چرا که در حالت اول، پردازنده باید فرآیندی رو به نام context switch رو انجام بده. خلاصه‌ش اینه که وقتی میخواد از یک کاری به کار دیگه پرش انجام بده، باید state ای که cpu داره رو ذخیره کنه و همچنین اشاره گر به دستوری که میخواسته اجرا کنه رو هم ذخیره کنه. بعد به کار بعدی پرش انجام بده و اونجا state مربوط به اون وظیفه رو بازیابی کنه، دستورات موجود در حافظه رو بارگزاری کنه تا بتونه شروع به پردازش اون وظیفه کنه. همه اینکار ها باعث میشن که تاخیر بیشتری در انجام کارها صورت بگیره. تصویر زیر کاملا این مطلب رو روشن می‌کنه. دو task داریم که هرکدوم به ۱۰ قسمت تقسیم شده‌ن(یک task با رنگ قرمز و دیگری سبز).

انجام اون دو وظیفه در یک پردازنده دو هسته ای: خط های سیاه درواقع زمانی هستند که پردازنده نیاز داره تا به chunk بعدی بره
انجام اون دو وظیفه در یک پردازنده تک هسته ای: رنگ خاکستری بیانگر زمانیه که پردازنده برای رفتن به وظیفه بعدی تلف می‌کنه.

رویکرد های همزمانی

اساسا از دو چیز برای پیاده سازی همزمانی استفاده میشه:

  • ترد ها/ نخ ها/ threads
  • پروسه ها/ پردازه ها/ processes

دو کارمند رو تصور کنید که میخوان در یک شرکت روی یک پروژه کار کنن. ایده اول اینه که به هرکدوم یک اتاق جدا بدیم و همچنین یک کپی از راهنمای نرم افزاری که میخوان روش کار کنن هم به هرکدوم بدیم. چالش هایی که روبه‌رومونه ایناست:

  • باید دوتا اتاق رو مدیریت کنیم
  • دوتا کارمند برای صحبت کردن با همدیگه مجبورن از جاشون بلند شن و برن پیش همدیگه
  • از هر چیزی باید دوتا کپی بگیریم و بهشون بدیم

ایده دوم اینه که هردو نفر رو در یک اتاق بذاریم و اینطوری کافیه یه کپی از راهنمای نرم افزار رو بهشون بدیم. فرق این روش چیه؟

  • تمرکز کردن احتمالا براشون سخت تر میشه
  • نیاز نیست که چندین کپی از منابع بگیریم اما ممکنه هردوتاشون به یک چیز ثابت نیاز داشته باشن و اینطوری باید صبر کنن تا کار شخص دیگر تموم بشه.
  • میتونن به راحتی با هم صحبت کنن و ایده هاشون رو به اشتراک بذارن.

با استفاده از این مثال میتونیم دو رویکرد اساسی رو بررسی کنیم.

کارمند هارو به عنوان ترد ها و اتاق هارو به عنوان پروسه ها در نظر می‌گیریم.

بنابراین دو رویکرد ما به این صورت خواهند بود:

  • چند پروسه تک-نخی
  • یک پروسه چند-نخی

چند پروسه تک-نخی

دو پروسه صرفا با استفاده از IPC میتونن باهم ارتباط برقرار کنن و این باعث میشه سرعت اجرای کارها پایین بیاد چرا که سیستم عامل لایه های محافظتی ای رو اعمال می‌کنه که یک پروسه نتونه داده های پروسه های دیگه رو ویرایش کنه یا به راحتی بخونه.

از طرف دیگه اجرای پروسه های زمان بیشتری نیاز داره.

اما خوبی هایی هم داره: اضافه شدن لایه های انتزاعی کمک میکنه که نیاز نباشه برنامه پیچیده ای برای ارتباط نوشته بشه و بیشتر کار رو خود سیستم عامل انجام میده و همچنین، این قابلیت ایجاد میشه که یک وظیفه رو بین چند کامپیوتر‌ در شبکه تقسیم کرد.

یک پروسه چند-نخی

رویکرد دیگه ای که ازش استفاده می‌شه، نوشتن یک برنامه چند نخی‌ست.

ترد ها یجورایی همون ساده شدهٔ پروسه ها هستن. یک پروسه میتونه از چندین ترد تشکیل بشه و بیشتر اطلاعات میتونن از طریق حافظه به اشتراک گذاری شده (shared memory) بین ترد ها جابجا بشن. ترد ها دیگه اون سربار مربوط به محافظت های سیستم عامل رو ندارن به همین دلیل سریعترن و درواقع اکثر برنامه نویس ها از این روش برای پیاده سازی همزمانی استفاده می‌کنن.

خود سی++ هم راهکار خاصی برای پیاده سازی رویکرد «پروسه های تک-نخی» نداره و برای پیاده سازیش باید به API های سیستم متکی بود.

اما ترد ها یه مشکلی دارن و اونم اینه که باید مطمئن بشیم اون دادهٔ اشتراکی که چند ترد میخوان بخوننش، برای همه ثابت باشه.

راهکار های بسیاری برای حل این مشکل وجود داره که بسته به سناریو میشه ازشون استفاده کرد و این چالش رو هم حل کرد.

تفاوت همزمانی با موازی کاری(Concurrency vs. Parallelism)

یکی از کلماتی که در حوزه برنامه نویسی چند نخی شنیده میشه، موازی کاری یا parallelism است.

این دو مفهوم همپوشانی بسیار زیادی باهم دارن اما با هم متفاوتن.

در حالت کلی هردو مفهوم درباره اجرا کردن چند وظیفه به شکل همزمان و موازی هستن اما هدف‌شون فرق می‌کنه.

هدف موازی‌کاری، افزایش کارایی و performance هست. اینکه سریعتر یک سری پردازش روی داده ها انجام بشه.

هدف همزمانی، جدا کردن بخش های مختلف برنامه یا به عبارت دیگه Separation of Concerns هست.

همزمانی برای جدا کردن بخش های مختلف

اینکه ما بتونیم بخش هایی که به همدیگه مربوطن رو نزدیک هم نگه داریم و بخش هایی که ربطی به همدیگه ندارن رو از هم دور کنیم باعث میشه مدیریت کردن کد و برنامه راحت تر بشه و بخش های مختلف برنامه جدا از همدیگه [و به صورت موازی] کار کنن.

به عنوان مثال یک برنامه DVD Player رو در نظر می‌گیریم. این برنامه چندین کار رو همزمان باید انجام بده:

  • دیکد کردن فایل ویدئویی
  • پخش کردن تصویر
  • پخش کردن صدا
  • ارتباط با کاربر(مثلا برای متوقف کردن پخش)

بدون استفاده از همزمانی، این کار ها نمیتونن به شکل همزمان باهمدیگه انجام بشن 🙂

همزمانی برای افزایش کارایی

این رویکرد، برای کاهش زمان اجرای الگوریتم بکار می‌ره و دو روش اصلی اون عبارت اند از:

  • یک کار ثابت رو به چند قسمت تقسیم کنیم و هر قسمت به شکل موازی باهمدیگه انجام بشن. درواقع به این معنیه که هر ترد یک بخشی از الگوریتم رو انجام بده. به این میگن Task parallelism
  • یک داده رو به چند قسمت تقسیم کنیم و یک کار ثابت رو روی قسمت های مختلف داده ها انجام بدیم. به این روش میگن Data Parallelism

الگوریتم های موازی

به الگوریتم هایی که به راحتی میتونن به شکل موازی اجرا بشن اصطلاحا می‌گن این الگوریتم به شکل خجالت آوری قابل موازی شدنه =)

الگوریتم های embarrassingly parallel این قابلیت رو دارن که به راحتی به چندین قسمت تقسیم بشن و به شکل موازی به سرانجام برسن. همچنین قابلیت مقیاس پذیری دارن یعنی میشه تعداد قسمت هارو به راحتی تغییر داد.

پایان

خیلی موضوع جالبیه و نیازمند مطالعه بسیار. توی کتاب معماری کامپیوتر پترسون هم بهش رسیدم و امیدوارم بتونم وقتمو طوری تنظیم کنم که اونو هم بخونم(خیلی تنبلم).

احتمالا فقط خلاصه بخش هایی رو می‌نویسم که مفهومی ان و راجع به بخش هایی که بیشتر کد نویسی ان چیزی نمی‌نویسم.

خیلی از بخش های آخر(مثل: «چه زمانی نباید از همزمانی استفاده کنیم؟») رو ننوشتم بخاطر اینکه فکر نمی‌کنم فراموشم بشن 🙂

اشاره گر های هوشمند: shared_ptr

توی پست قبل درباره اینکه چرا باید از اشاره گر های هوشمند استفاده کنیم حرف زدم و کلاس std::unique_ptr رو بررسی سطحی کردیم. توی این پست قراره درباره نوع دیگه ای از اشاره گر های هوشمند بنویسم که برعکس unique_ptr به ما اجازه میده چند شئ بتونن یک حافظه یکسان رو مدیریت کنن.

ادامه خواندن “اشاره گر های هوشمند: shared_ptr”

اشاره گر های هوشمند: unique_ptr

موضوع اشاره گر ها همیشه یکی از چالش های زبان هایی مثل سی و سی++ بوده. اینکه یه حافظه ای رو از سیستم بگیریم، آزادش کنیم و مراقب باشیم که حافظه ای که گرفته شده معتبر باشه تا برای استفاده کردن ازش یا آزاد کردنش مشکلی پیش نیاد و هزارتا چیز دیگه.

اشاره گر های هوشمند اومدن تا کار مارو راحت کنن. تا دیگه کمتر ذهن برنامه نویس درگیر امنیت اشاره گر ها و مسائل دیگه باشه.

بنابراین یکی از ارکان سی++ مدرن میتونه استفاده از اشاره‌گر های هوشمند باشه.

توی این پست راجع به کلاس unique_ptr و make_unique می‌نویسم که قبلا یه اشاره های ریزی بهش کرده بودم.

ادامه خواندن “اشاره گر های هوشمند: unique_ptr”

بررسی کانال لیبیدوئیسم

دیشب از یکی از دوستان خیلی خوبم پرسیدم که «عدد ۳۱۷ که توی صفحه پروفایلت نوشتی یعنی چی؟» گفت «من لیبیدوئیست ام».

ازش پرسیدم که یعنی چی و برام چنتا از پست های کانالش رو فوروارد کرد. حالا امروز میخوام بررسی کنم که اصلا لیبیدو و لیبیدوئیسم چیه.

شروع کردم به اینکه از اول همه مطالب رو بخونم. خیلی زیاد به نظر میان و من سعی می‌کنم فقط مهماش رو بخونم.

اولین چیزی که با خوندن مطالب اولیه‌ش به ذهن خطور میکنه که این یکی از همین کانال های چگونه موفق شویم و «روز خود را با من می‌توانم شروع کنید» و این چیزاست. بیشترش مطالب انگیزشی و غیرتخصصی درباره روانشناسی و موفقیته.

ادامه خواندن “بررسی کانال لیبیدوئیسم”

ارث بری چندگانه در سی++

سی++ یکی از زبان هاییه که این اجازه رو به ما میده تا کلاسی که نوشتیم چندین کلاس والد داشته باشه یا به عبارت دیگه، قابلیت ارث بری چندگانه یا multiple inheritance رو داره.

چطور استفاده می‌شه

خودِ ارث بری چندتایی خیلی عجیب غریب نیست و تنها فرقش اینه که موقع نوشتن کلاس، با استفاده از «کاما» میایم و Base Class هارو جدا می‌کنیم. مثال:

#include <string>
 
class Person
{
private:
    std::string m_name;
    int m_age;
 
public:
    Person(std::string name, int age)
        : m_name(name), m_age(age)
    {
    }
 
    std::string getName() { return m_name; }
    int getAge() { return m_age; }
};
 
class Employee
{
private:
    std::string m_employer;
    double m_wage;
 
public:
    Employee(std::string employer, double wage)
        : m_employer(employer), m_wage(wage)
    {
    }
 
    std::string getEmployer() { return m_employer; }
    double getWage() { return m_wage; }
};
 
// Teacher publicly inherits Person and Employee
class Teacher: public Person, public Employee
{
private:
     int m_teachesGrade;
 
public:
    Teacher(std::string name, int age, std::string employer, double wage, int teachesGrade)
        : Person(name, age), Employee(employer, wage), m_teachesGrade(teachesGrade)
    {
    }
};

اما بیشتر از مزایاش، چالش ها و مشکلاتش قابل بحثه!

مشکل Diamond Problem

این مشکل که به Deadly Diamond of Death هم معروفه، از این قراره که فرض کنید کلاس های B و C دو کلاس مجزا باشند و هر دوتاشون از کلاس A ارث بری کرده باشند. حالا اگر ما کلاسی مثل D داشته باشیم که به شکل همزمان از B و C ارث بری کرده، دوبار کلاس A رو در کلاس D خواهیم داشت که این باعث مشکل می‌شه.

نمایش تصویری Diamond problem. حالا دلیل اسمش معلوم شد؟ 🙂

اگر تابعی مثل print در کلاس A داشته باشیم که در هیچکدوم از ارث بری ها بازنویسی نشده باشه و حالا از طریق کلاس D بخواد فراخوانی بشه چه اتفاقی میوفته؟

به ارور برمیخوریم! چون کامپایلر نمیدونه از کدوم یکی از نسخه های A که الآن در اختیار داره باید استفاده کنه و از کدوم مسیر باید بره.

از طریق کلاس C بره و به A برسه یا از طریق کلاس B ؟

حل مسئه Diamond problem

راه حل اول اینه که دقیقا برای کامپایلر مشخص کنیم از چه مسیری باید به کلاس A برسه. مثال:

class A {
	public:
		print() {}
};

class B : public A {};
class C : public A {};

// multiple inheritance 

class D : public B, public C {};

D object;
// explicitly determine a way to "A"
D.B::print();

یک راه دیگه هم وجود داره.

Virtual Inheritance

با استفاده از ارث بری مجازی، سی++ فقط یک نسخه از A رو به عنوان والد در نظر میگیره و نمیذاره چند نسخه از A بوجود بیاد.

فقط کافیه که ارث بری‌مون رو به شکل virtual انجام بدیم:

class A {
	public:
		virtual print() {}
};

class B : virtual public A {};
class C : virtual public A {};

// multiple inheritance 

class D : public B, public C {};

D object;
// no need to explicit qualification
D.print();

نحوه عمل کردن virtual inheritance بسیار شبیه به Virtual function ها هست که توی این پست درباره‌ش توضیح دادم.

در آخر

همونطور که دیدیم، ظاهرا چالش ها و مشکلات این روش بیشتر از فایده‌ش هست اما جاهایی هم هست که بهترین راهیه که میتونیم ازش استفاده کنیم.

بهتره که تا جای ممکن سعی کنیم راه الگوریتم‌مون رو بدون استفاده از ارث بری چندگانه پیاده سازی بکنیم مگر اینکه پیاده سازی به این روش باعث بشه که پیچیدگی کار کمتر بشه.

Delegating Constructors

قبلا وقتی داشتم یه کلاسی می‌نوشتم که چنتا کانستراکتور داشت و اون کانستراکتور ها فقط در بخش کوچیکی از کارها باهم تفاوت داشتن، میومدم و کدهارو چندبار کپی می‌کردم.

بعد ها اومدم اون قسمتی که بین‌شون مشترکه رو توی یه تابع دیگه قرار دادم و هرجا که نیاز بود اون رو صدا می‌زدم.

نمی‌دونستم که سی++ یه قابلیتی داره به اسم constructor delegation

فرض کنیم همچین کدی داریم:

class Foo
{
public:
    Foo()
    {
        // code to do A
    }
 
    Foo(int value)
    {
        // code to do A
        // code to do B
    }
};

همونطور که می‌بینیم، کد کانستراکتور اولی توی کانستراکتور دومی کپی شده. برای اینکه از اینکار جلوگیری کنیم، از قابلیت delegate کردن کانستراکتور ها استفاده می‌کنیم و کد ما این شکلی می‌شه:

class Foo
{
private:
 
public:
    Foo()
    {
        // code to do A
    }
 
    Foo(int value): Foo{} // use Foo() default constructor to do A
    {
        // code to do B
    }
 
};

توی این کد وقتی کانستراکتور دومی صدا زده میشه،‌ اول میاد و کانستراکتور اولی رو صدا میزنه و بعد میره کد های مربوط به خودش رو اجرا می‌کنه 🙂 خیلیم قشنگ. به کانستراکتور دومی اصطلاحا می‌گن delegator.

نکات

  • امکان اینکه کانستراکتور A یک delegate برای کانستراکتور B باشه و همین کانستراکتور B یک delegate برای کانستراکتور A باشه وجود داره. این باعث میشه که برنامه شما کرش کنه. پس باید مراقب باشیم که حلقه بی نهایت پیش نیاد.
  • کانستراکتوری که delegator هست نمیتونه عمل member initialization رو انجام بده. در حالت کلی، یک کانستراکتور نمیتونه همزمان هم initializer باشه و هم delegator.

معرفی std::string_view

یکی از ویژگی های جالبی که به سی++ ۱۷ اضافه شده، std::string_view هست که برای کار با رشته های ثابت خیلی زیاد به کار آدم میاد.

کد پایین رو ببینید:

#include <iostream>
#include <string>
 
int main()
{
  char text[]{ "hello" };
  std::string str{ text };
  std::string more{ str };
 
  std::cout << text << ' ' << str << ' ' << more << '\n';
 
  return 0;
}

توی این کد، با اینکه تنها کاری که ما کردیم چاپ کردن رشته بوده و رشته هم ثابت بوده، اما برای همین استفاده ساده ۴ بار از اون رشته کپی گرفته شده.

یک بار رشته ثابت توی کد باینری قرار گرفته. بعد کپی شده توی استک (برای text)، و دو بار هم std::string ها کپیش کردن برای ساختن شئ خودشون.

سی++ ۱۷ قابلیتی به اسم string_view اضافه کرده که برای همینکار درست شده 🙂

کد پایین رو ببینید:

#include <iostream>
#include <string_view>
 
int main()
{
  std::string_view text{ "hello" }; // view the text "hello", which is stored in the binary
  std::string_view str{ text }; // view of the same "hello"
  std::string_view more{ str }; // view of the same "hello"
 
  std::cout << text << ' ' << str << ' ' << more << '\n';
 
  return 0;
}

توی این کد رشته ما فقط یکبار کپی شده (و اونم توی باینری) و بقیه متغییر های ما به نوعی دارن به همون رشته اصلی اشاره می‌کنن.

و نکته مثبتش؟ اینکه خیلی از توابع مربوط به std::string رو هم ساپورت می‌کنه.

تغییر دادن رشته

اساسا این کلاس برای رشته های read-only ساخته شده و عملا نمیتونه تغییری توی رشته اصلی انجام بده. همونطور که از اسمش معلومه فقط یک view از رشته هست.

یک پنجره رو فرض کنید، شما از طریق پنجره به منظره بیرون نگاه می‌کنید. وقتی پرده رو می‌کشید دید شما محدود میشه اما در منظره بیرون تغییری ایجاد نمیشه. اما اگر منظره بیرون تغییر کنه، دید شما هم تغییر میکنه.

این مثال دقیقا برای این کلاس کاربرد داره. اگر رشته اصلی ای که string_view باهاش ساخته شده تغییر بکنه، رشتهٔ ای که string_view داره نمایش میده هم تغییر می‌کنه.

اگر رشته ای که string_view باهاش ساخته شده از بین بره، دیگه نمیشه از اون string_view استفاده کرد و فراخوانی کردنش یک undefined behaviour هست.

مثال:

#include <iostream>
#include <string_view>
 
int main()
{
  char arr[]{ "Gold" };
  std::string_view str{ arr };
 
  std::cout << str << '\n'; // Gold
 
  // Change 'd' to 'f' in arr
  arr[3] = 'f';
 
  std::cout << str << '\n'; // Golf
 
  return 0;
}

در پایان

  • از این کلاس برای رشته هایی که قرار نیست تغییر بکنن استفاده کنیم.
  • برای رشته هایی که قراره تغییر بکنن از همون std::string استفاده کنیم.

فصل ۲۲ دایتل: نکات اضافه

توی این فصل درمورد struct ها، bit field ها، اوپراتور های بیتی (bitwise) و توابع مربوط به دستکاری رشته های در سی صحبت شده.

البته دو مورد آخر رو من بلد بودم بنابراین توی این پست دربارشون چیزی نمی‌نویسم. راستی، این آخرین فصل کتاب فیزیکیه 🙂

structure ها

نکته جالب اینکه struct ها تقریبا همون کلاس ها هستند و تنها تفاوت‌شون اینه که اعضای یک struct بر خلاف کلاس، به صورت پیش‌فرض public هست و همچنین نوع ارث بری به صورت پیش‌فرض public هست(که در کلاس ها private هست).

typedef و using

همونطور که از قبل می‌دونستیم، از typedef برای تعریف کردن alias برای انواع داده هامون استفاده می‌کردیم. مثلا:

typdef char* string;

توی سی++ ۱۱ قابلیتی اضافه شده که میشه اینکار رو با استفاده از using انجام داد و عبارت پایین برابر با همون typedef عمل می‌کنه:

using string = char*;

Binary Literals ها

در سی++‌۱۴ میتونیم از Binary Literal ها استفاده بکنیم.

برای اینکار کافیه که پشت عبارتمون، کاراکتر 0b یا 0B رو قرار بدیم:

const unsigned binary{0b1000000'00000000'00000000'00000000};

Bit Field ها

‌سی++‌ این امکان رو به ما میده که تعیین کنیم یک عضو خاص(از نوع int یا enum) یک کلاس یا یک struct چقدر از حافظه رو اشغال بکنه(تعداد بیت ها). به عضوی که این قابلیت براش استفاده شده باشه میگن Bit Field.

struct BitCard {
unsigned face : 4;
unsigned suit : 2;
unsigned color : 1;
};

با توجه به مثال بالا، اندازهٔ حافظه ای(تعداد بیت ها) که میخوایم عضو ما داشته باشه رو با یک «:» جدا می‌کنیم.

اصطلاحا به اندازه ای که تعیین می‌کنیم میگن width of the bit field.

unnamed bit field

سی++ این امکان رو به ما میده که عضوی تعریف بکنیم که به عنوان padding استفاده بشه. این عضو هیچ اسمی نداره و صرفا به تعداد بیت ای که مشخص می‌کنیم، حافظه رو رزرو می‌کنه و اون بخش از حافظه قابل استفاده نیست.

struct Example {
unsigned a : 13;
unsigned : 3; // align to next storage-unit boundary
unsigned b : 4;
};

توی مثال بالا تعیین کردیم که ۳ بیت از حافظه رزرو بشه.

این رزرو کردن به یک شکل دیگه هم میتونه نوشته بشه و اون هم اینکه تعداد بیت های unnamed رو برابر با صفر قرار بدیم.

در این حالت خود کامپایلر میاد و هرچقدر که فضا در اون واحد حافظه باقی مونده رو رزرو می‌کنه. عضو بعدی ای که تعریف می‌کنیم در یک واحد دیگه قرار می‌گیره.

struct Example {
unsigned a : 13;
unsigned : 0; // align to next storage-unit boundary
unsigned b : 4;
};

نکات بیت فیلد ها

  • نباید با استفاده از اوپراتور & سعی کنیم که آدرس یک بیت فیلد رو بگیریم.
  • استفاده از بیت فیلد ها باعث میشه که کامپایلر کد کندتری رو تولید بکنه. بخاطر اینکه محاسبه های بیشتری برای پیدا کردن آدرس های حافظه باید انجام بده.

پایان

خب این فصل هم به پایان رسید و رسما فصل های موجود در کتاب pdf «آموزش برنامه نویسی سی++ دایتل» تموم شد. از این به بعد نکات اضافی ای که از منابع دیگه یاد میگیرم رو در پست های جدا می‌نویسم. کتاب جالبی بود 🙂

فصل ۲۱ دایتل: رشته ها

توی این فصل در مبحث رشته ها در سی++ بیشتر عمیق میشیم. درواقع کلاس string از STL رو بررسی می‌کنیم.

پست کوتاهیه چون بیشتر چیزها رو بلد بودم 🙂

تابع compare

این تابع جالبیه که باهاش میتونیم بخش خاصی از یک رشته رو با بخش خاصی از یک رشته دیگه مقایسه کنیم.

اینطوری:

string str1{"This is string"};
string str2{"oh This string"};
if (str1.compare(0, 3, str2, 3, 5)) {
// do something
}

تابع replace و نکته‌ش

تابع replace میاد و از مکانی که براش مشخص می‌کنیم میگرده و مقدار مشخص شده رو پیدا می‌کنه و رشتهٔ جایگزین رو بجاش می‌ذاره.

نکته‌ش اینه که اگر مثلا شما دنبال یک رشته بگردید که ۲ کاراکتر داره و بخواین این زیر رشته رو با یک رشته که ۴ کاراکتر داره جایگزین کنید، ۲ کاراکتر بعد از رشته مورد جستجوی ما از بین میره.

الآن حوصله نوشتن مثال ندارم. امیدوارم گنگ نگفته باشم 🙂

برای اینکه به این مشکل برنخوریم بهتره که اول موقعیت رخداد رشته مورد جستجو رو با استفاده از تابع find پیدا بکنیم و بعد با استفاده از تابع insert رشته مورد نظرمون رو بذاریم بجاش.

تبدیل رشته به عدد

توابعی که برای اینکار وجود دارن اینا هستن:

توابع مربوط به تبدیل رشته به عدد

تابع هایی که می‌بینیم درواقع ۳ تا ورودی دارن(به جز تابع های مربوط به اعداد اعشاری که ورودی سوم رو ندارن) که دوتای آخرشون default دارن.

  • ورودی اول: رشته ای که میخوایم به عدد تبدیل بشه
  • یک اشاره گر به size_t برای ذخیره کردن اولین اندیسی که این تابع قادر به تبدیلش نبوده
  • یک عدد صحیح بین ۲ تا ۳۶ که مبنای عدد رو مشخص می‌کنه.

به عنوان مثال فرض کنیم str یک رشته است که مقدار “123” در اون ذخیره شده. اینطور میشه به int تبدیلش کرد:

int convertedInt = stoi(str, nullptr, 10);

دوتا آرگومان آخر دلخواه هستند و میشه اونهارو ننوشت.

پایان

خیلی خوبه که بیشتر نکات این چندفصل آخر رو بلد بودم و دارم سریع پیش میرم 🙂 باعث میشه اعتماد به نفس بهتری داشته باشم.

فصل ۱۹ دایتل: نکاتی درباره پیاده سازی ساختمان داده ها

این فصل از دایتل درباره پیاده سازی ساختمان داده های مرسوم مثل لیست پیوندی، صف، استک و درخت دودویی با استفاده از تمپلیت ها بود. چون من این چیز ها رو از قبل بلد بودم بنابراین این پست بسیار کوتاه بود چون همونطور که میدونیم، من فقط چیزهایی رو می‌نویسم که به نظرم جدیدن.

کلاس Self-Referential

کلاس های خود ارجاعی به کلاسی گفته میشه که یک data member داشته باشه که به یک شئ از جنس خود کلاس اشاره میکنه.

نام های وابسته و غیر وابسته (dependent names vs non-dependent)

به کد زیر توجه کنید:

توابعی که توی این کد استفاده شده در کلاس List تعریف شدن.

همونطور که می‌بینید، کلاس Stack از کلاس List که یک class template هست ارث بری کرده و همونطور که می‌دونیم، تمپلیت ها درواقع همون function overloading هستند که وقتی type رو براشون مشخص می‌کنیم، کامپایلر با اون type مشخص شده کد رو تولید می‌کنه.

خط ۱۳ و خط ۱۸ نمونهٔ اسم های وابسته هستن.

یعنی چی؟ یعنی اینکه تا وقتی نوع STACKTYPE مشخص نشده باشه، کد کلاس List تولید نشده و در نتیجه توابع ذکر شده هم تولید نشدن و کامپایلر این رو می‌فهمه(چون می‌بینه در ورودی‌شون یه STACKTYPE دارن).

خط ۲۳ و ۲۸ نمونه اسم های غیر وابسته یا non-dependent هستن.

این تابع ها(مثل isEmpty و print) چون هیچ ورودی ای ندارن، پس وابسته به type نیستند و کامپایلر وقتی به خطی می‌رسه که داره تابع print رو صدا می‌زنه،‌ گمون می‌کنه که این یک تابع معمولیه و کدش موجوده(درحالی که این تابع جزئی از کلاس List هست و تا مشخص شدن STACKTYPE کدی براش تولید نمیشه).

این مسئله باعث میشه ارور بوجود بیاد.

برای اینکه به کامپایلر بفهمونیم این توابع نباید در زمان دیده شدن resolve بشن و resolve شدن‌شون رو باید به بعد از تولید کد template موکول کرد، از کلمه this استفاده می‌کنیم.

پایان

فصل بعدی درباره الگوریتم های مرتب سازی (sort) و جستجو (search) هست.